تبليغاتX
دفتر خاطرات ققنوس
اعترافات يك ذهن زيبا i'm a nostalgic yong
اعترافات يك ذهن زيبا
Balladry(شعر) چرا تنهايي
بي تو هر گز
سر آغاز

دل مي رود زدستم صاحبدلان خدا را

دردا كه راز پنهان خواهد شد آشكارا

*******************************************************

نظر يادتون نره )دوستون دارم

2 شيطنت در  جمعه 1384/04/31ساعت 4:47  توسط  ققنوس خاطره  | 

سر آغاز

دل مي رود زدستم صاحبدلان خدا را

دردا كه راز پنهان خواهد شد آشكارا

*******************************************************

نظر يادتون نره )دوستون دارم

2 شيطنت در  جمعه 1384/04/31ساعت 4:46  توسط  ققنوس خاطره  | 

برای معشوقه ام که او را بسیا دوست می دارم

                 

به سراغ من اگر مآیید

                             نرم و آهسته بیایید

مبادا که ترک بر دارد

                         چینی نازک تنهایی من

 

 

2 شيطنت در  چهارشنبه 1384/04/29ساعت 4:53  توسط  ققنوس خاطره  | 

چرا عشق

 

 ذره ذره وجودم

مي شنوم شتاب تو را در شهرهاي بيگانه

در لباسهاي كاغذي

كه مي غرد زنهار درياي بزرگ را

به دايره بسته زندگي ام بر مي گردم

 

2 شيطنت در  چهارشنبه 1384/04/29ساعت 4:30  توسط  ققنوس خاطره  | 

با من باش

سر آغاز

دل مي رود زدستم صاحبدلان خدا را

دردا كه راز پنهان خواهد شد آشكارا

**********************************************

خواب ناز

تا تو با مني زمانه با منست

بخت و كام جاودانه با منست

تو بهار دلكشي و من چو باغ

شور و شوق صد جوانه با منست

ياد دلنشينت اي اميد جان

هر كجا روم روانه با منست

ناز نوشخن صبح اگر تراست

شور گريه شبانه با منست

برگ عيش و جام و چنگ اگر چه نيست

رقص و مستي و ترانه با منست

گفتمش : مردا من ؟ به خنده گفت :

لابه از تو و بهانه با منست

گفتمش : من آن سمند سركشم

خنده زد كه تازيانه با منست

هر كًسش گرفته دامن نياز

ناز چشمش اين ميانه با منست

خواب نازت اي پري ز سر پريد

شب خوشت كه فسانه با منست

هـ . ا . سايه

 

                        

                                                  

دوستتون دارم

 نظر يادتون نره (مگه شما هم بايد نظر بديد)

 

 

2 شيطنت در  چهارشنبه 1384/04/29ساعت 3:0  توسط  ققنوس خاطره  | 

پائيز

سر آغاز

دل مي رود زدستم صاحبدلان خدا را

دردا كه راز پنهان خواهد شد آشكارا

*************************************

آرام نگيريم

از عشق بميريم

آنگاه به پائيز دو چشم تو ببينم :

هر برگ كه از شاخه جانم به كف باد روانست

هر سال كه از عمر من آيد به سر انجام

بينم كه به پائيز دو چشم تو هر آن برگ

هر درد

هر شور

هر شعر

كز قلب من خسته جدا شد

باد هوست برد

آتش زد و خاكستر آنرا به هوا ريخت

من هيچ نگفتم

جز آنكه سرودم

پائيز چه زيباست

پائيز چه زيباست مهتاب زده تاج سر كاج

پاشويه پر از برگ خزان ديده زرد است

آن دختر همسايه لب نرده ايوان

مي خواند با ناله جانسوز

چون ديد لب پنجره مرد است:

«خيزيد و خز آريد كه هنگام خزانست.»

 

چرا بايد زنده بود

وبه اين زندگي پوچ ادامه داد

تو ميداني؟!

                              

چرا دفتر عشقم خاليست؟!

چرا از تو خبري نيست؟!

چرا مرا تنها گذاشته اي؟!

اي معشوق شبهاي تنهاييم؟!

بي تو من چه كنم؟!

در اين تنهايي جان فرسا

دلم گرفته به كجا روم بي تو

اما تو بي من راحتي و آسوده

تو مي داني كه مي دانم

دگر راهم از تو جداست

اما هميشه در قلب مني اي

زيباي من

اي تنها؟!!!!!!!!!

نظر يادتون نره منتظرم

2 شيطنت در  دوشنبه 1384/04/27ساعت 5:10  توسط  ققنوس خاطره  | 

دوست داري باهم باشيم

نظر يادتون نره

 

2 شيطنت در  یکشنبه 1384/04/26ساعت 3:7  توسط  ققنوس خاطره  | 

       

الا يا ايها الساقي ادر كاسا وناولها

كه عشق آسان نمود اول ولي افتاد مشكلها

سلام

مي خوام از اين به بعد همه ي آپ ها مو با شعر مورد علاقه خودم آغاز كنم (يعني سرآغاز)

دل مي رود زدستم صاحبدلان خدا را دردا كه راز پنهان خواهد شد آشكارا

 ----------------------------------------------

كاش چون پائير بودم

كاش چون پائير بودم… كاش چون پائير بودم

كاش چون پائيز خاموش ملال آنگيز بودم

برگهاي آرزوهايم يكايك زرد مي شد

آفتاب ديدگانم سرد مي شد

آسمان سينه ام پر درد مي شد

ناگهان توفان اندوهي به جانم چنگ مي زد

اشكهايم همچو باران دامنم را رنگ مي زد

وه… چه زيبا بود اگر پائيز بودم

وحشي و پرشور و رنگ آميز بودم

شاعري در چشم من مي خواند … شعري آسماني

در كنارم قلب عاشق شعله مي زد

در شرار آتش دردي نهاني

نغمه من

همچو آواي نسيم پر شكسته

عطر غم مي ريخت بر دلهاي خسته

پيش رويم:

چهره تلخ زمستان جواني

پشت سر :

آشوب تابستان عشقي ناگهاني

سينه ام :

منزلگه اندوه و درد و بدگماني

كاش چون پائير بودم…كاش چون پائير بودم

فروغ فرخزاد

 

 

 

2 شيطنت در  یکشنبه 1384/04/26ساعت 2:47  توسط  ققنوس خاطره  | 

خسته نباشيد

منم و وحشت ترديد يه عشق

به گمونم دل من رفته به باد

به گمونم دل تو جاي ديگه است

دل تو پيش يه رسواي ديگه ست

دست نذاشتي ديگه تو دستهاي من

دستهاتم عاشق دستهاي ديگه ست .

**************************************************

                                                             

                                             

*******************************************************************************

 

2 شيطنت در  شنبه 1384/04/25ساعت 2:20  توسط  ققنوس خاطره  | 

عکس

اين هم تقديم به طرفداران سلمان خان

اميدوارم كه خوشتون بياد

2 شيطنت در  چهارشنبه 1384/04/15ساعت 2:8  توسط  ققنوس خاطره  |